رفتن به محتوای اصلی

شما اینجا هستید

بایسته های جنبش دانشجویی در پیوند با اصلاح طلبی

۱۷:۰۵ - ۲۰۱۶/۰۵/۰۷
دکتر بابک شمشیری

بایسته های جنبش دانشجویی در پیوند با اصلاح طلبی

استاد دانشگاه شیراز

اکنون پس از سپری شدن حدود دو دهه از جریان اصلاح طلبی و پشت سر گذاشتن مراحل و فراز نشیبهای مختلف در این دوران و به ویژه در فضای کنونی جامعه، یعنی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و خصوصا به دنبال انتخابات مجلس در هفتم اسفند ماه ۹۴، لازم است تا اصلاح طلبان به ویژه فعالین دانشجو، ضمن نقد و ارزیابی سالهای گذشته، چشم انداز، اهداف و راهبردهای خود را تبیین نمایند. راهبردها و برنامه هایی که بتواند علاوه بر حفظ ثبات هویت اصلاح طلبان، انعطاف پذیری لازم را برای مواجهه با شرایط و موقعیتهای پیش آمده نیز داشته باشد. به علاوه، این چشم انداز و برنامه ها بایستی که علی رغم پذیرش برخی تفاوتها و اختلافات بتوانند انسجام و وحدت همه طیف های اصلاح طلب را فراهم آورند. البته لازم به ذکر است که از این نظر دو  انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و انتخابات اخیر مجلس، بسیار امیدوار کننده بوده اند. لذا با اعتماد، انگیزه و عزمی جزمتر از گذشته بایستی به سوی برنامه ریزی پیش رفت. برنامه ای که مبتنی بر مبنایی نظری باشد. با توجه به مقدمه بالا، در این نوشتار سعی داریم تا به برخی از بایسته های اساسی جریان های دانشجویی  اصلاح طلب اشاره کنیم:

۱- همان طور که در مقدمه نیز گفته شد، هر نوع فعالیت و جریان سیاسی نیاز به هدف گذاری و برنامه ریزی دارد. هدف گذاری و برنامه ریزی نیز به نوبه خود متکی به چارچوبهای نظری است. جنبش های دانشجویی اصلاح طلب نیز از این قاعده مستثنی نیستند. لیکن این سخن به معنای فقدان چارچوب نظری اصلاح طلبی نیست. بلکه آنچه در نظر است؛ کوشش هدفمند در جهت پیوند بین نظر و عمل است. به عبارت دیگر، فعالین اصلاح طلب به ویژه دانشجویان باید در راستای تقویت و تحکیم پایه های فکری و نظری کنشهای سیاسی خود تلاش نمایند. خوشبختانه از جمله نقاط قوت جریان اصلاح طلبی، مبانی نظری آن است. مبانی فکری ای که از سالهای دور حتی پیش از انقلاب به دست اندیشمندان بزرگی، به تدریج بنا شده است. البته باید متذکر شد که این بنا هنوز هم در حال کامل شدن است.

۲- اصلاح طلبی، جریانی فکری- سیاسی است که بر پایه عقلانیت استوار شده است. عقلانیتی که هم خرد جمعی در آن جای دارد و هم منطق آن مبتنی بر حل مسئله و از نوع چیزی شبیه منطق فازی است . اصولاَ تفاوت بنیادین اصلاح طلبی و جریان های فکری سنت گرا و محافظه کار را باید در منطق آنها جستجو کرد، جریان های   محافظه کار عمدتاً از منطق صفر و یک پیروی می کنند. منطقی که کاملاً مطلق نگر و قطعی گراست و نسبیت در آن جایی ندارد. در این نوع منطق انسانها یا خوب هستند و یا بد. یا دوست هستند و یا دشمن، یا خودی هستند و یا غیر خودی. این در حالی است که در چارچوب منطق نسبی فازی ، انسانها بر روی یک پیوستار قرار دارند. هر انسانی تا حدودی مثبت است و تا حدی منفی. هر آدمی ضمن اینکه با ما تفاوت دارد، اما لزوماً بر ضد ما نیست.

۳- بر مبنای پای بندی به منطق فازی، گفت و گو، مذاکره، توافق و مفهومی مثل ائتلاف معنا پیدا می کند. در چارچوب منطق سیاه و سفید، دیگران یا بر له ما هستند و یا بر علیه ما، با این نوع منطق، راه بر روی گفت و گو، تفاهم و توافق و در نتیجه همکاری بسته می شود. برعکس با اتکاء به منطق فازی می توان به تفاهم، توافق و همکاری دست یافت. اصولاً منطق فازی بر خلاف منطق کلاسیک ارسطویی، از قدرت و انعطاف پذیری بیشتری برای حل مسایل اجتماعی داخلی و حتی بین المللی برخوردار است. این منطق، زمینه مساعدتری را برای حفظ منافع ملی و رسیدن به همدلی و  هم زبانی فراهم آورده و نتایج بعدی را به دنبال دارد. 

۴- باتوجه به چارچوب منطق فازی ، جریان اصلاح طلبی به طور عام و جنبش های دانشجویی اصلاح طلب به طور خاص، باید قائل به گفت و گو حتی با مخالفین خود باشند. اعتقاد به گفت و گو، یعنی باور به اینکه بایستی به دیگران نیز گوش داد و سخنان آنان را شنید و در آن تأمل کرد چرا که دیگران لزوماً مطلقاً بر خطا نیستند و احتمالاً در سخنان آنان نیز می توان حقایق و نکات درستی را یافت. شاید این تعبیر ترجمانی باشد از آیة « قل فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون الاحسنه». ضمن اینکه میل و رغبت به گفت وگو به بازاندیشی، بازنگری  و والایش اعتقادات و ذهنیتها کمک می کند.

۵-ایمان به گفت و گو ، پای بندی به مجموعه ای از فضایل و ارزشهای اخلاقی را الزام آور می سازد. فضایلی همچون صبر، تحمل دیگران، تساهل و تسامح، احترام به دیگران، حفظ شأن، منزلت انسانها و به طور کلی باور عمیق به کرامت انسانی در گفتار و کردار و دیگر موارد مشابه. به طور کلی اصلاح طلبی جریانی است اخلاق مدار و قایل به زیست اخلاقی. بدین ترتیب، رفتن به سمت خشونت، نفرت، کینه ورزی و انتقام گیری، جایی در منظومة باورهای اصلاح طلبی ندارد و به همین دلیل جریان اصلاحات بایستی متعهد به کنشهای مدنی، اخلاق سیاسی و اجتماعی و شهروندی بوده و از رادیکالیزه شدن پرهیز نماید.

۶- در چارچوب باور به زیست اخلاقی، جنبش های اصلاح طلب به ویژه دانشجویان بایستی بتوانند با کمال میل، دیگران حتی کسانی که لزوماً مثل آنها فکر نمی کنند را پذیرا شده و با آنها هم پیمان و هم داستان شوند. چرا که آنها را دشمن ندیده بلکه دوستانی می دانند که تفاوت نگاه و سلیقه دارند، لیکن در پاره ای امور و مسایل می توانند با هم اشتراک مساعی داشته باشند. همین ویژگی است که رسیدن به ائتلاف حتی با برخی از اصولگرایان را برای اصلاح طلبان میسر و ممکن می سازد.

۷-همان طور که گفته شد، اصلاح طلبی تنها جریانی و کنشی سیاسی نیست. بلکه در این رویکرد، سیاست بخشی از کنشهای کلی تر اجتماعی است. از این رو اصلاح طلبی شیوه ای از زندگی است که هم حیطه شناختی و نگرشی اصلاح طلبان را در بر می گیرد و هم کنش های اجتماعی و مدنی آنها را. از طرف دیگر همان طور که دیدیم، اصلاح طلبی تعهد به نوعی زیست اخلاقی است. بدین ترتیب جنبش های  اصلاح طلب به ویژه از نوع دانشجویی نبایستی خود را تنها محدود به فعالیت سیاسی نمایند بلکه جنبشهای اصلاح طلب در واقع جنبشهای مدنی و فکری هستند که هدف اصلی شان تحقق جامعة مدنی  و رشد روز افزون آن از طریق اصلاح و بهسازی فرهنگ است.   در این صورت آنچه که باید اتفاق افتد به خصوص در فضای فعالتیهای اصلاح طلبانة دانشجویی، پیوند بین کنشهای سیاسی و فعالیتهای مدنی از جمله حفظ محیط زیست، توجه به حقوق گروههای مختلف انسانی از جمله زنان، کودکان و مسایلی از این دست است. از همین رو به دلیل باور به جامعة مدنی و تلاش در جهت بهسازی فرهنگ، جنبشهای اصلاح طلب نمی توانند از مسایل و موضوعاتی ملموس تر و عینی تر همچون تعلیم و تربیت، نظام آموزش عالی، سلامت و پزشکی و امثالهم به سادگی گذر کرده و تنها به حوزه سیاست توجه نشان دهند. آنچه در سطور بالا آمده بخشی از بایسته هایی است که اصلاح طلبان به طور کلی و جنبشهای دانشجویی اصلاح طلب باید آنها را مورد تأمل جدی قرار دهند تا بتوانند در عمل، کارآمدی و نتیجه بخشی هرچه بیشتر نشان دهند. در واقع، ادامه حیات جریان اصلاح طلبی و خصوصا جریان دانشجویی حامی آن، در همین است که بتواند پیوسته با اجتماع و همراه با نیازهای آن در کنار توجه به امر سیاسی و کنشگری در حوزه سیاست، اثرگذاری خود را بیش از پیش نشان دهد. اینها بخشی از بایسته هایی است که باید مد نظر قرار گیرد.  

دو هفته نامه دانشجويي اختر- ارگان رسمي انجمن وفاق و توسعه دانشجويان دانشگاه شيراز- شماره ٧

پرسش زد اسپم
کد زیر را وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.