رفتن به محتوای اصلی

شما اینجا هستید

آقای روحانی ما «ترس» و «وحشت» نمی خواهیم!

۱۲:۰۳ - ۲۰۱۵/۰۳/۱۷
ابوالقاسم عابدین پور

آقای روحانی ما «ترس» و «وحشت» نمی خواهیم!

اگر قرار بود "ترس و وحشت" در جوامع انسانی جایگاهی داشته باشد،همه یا پیرو "نرون" در روم باستان بودند و یا "چنگیز مغول" در هفتصد سال پیش و یا "هیتلر نازی" در چند دهه قبل. باور های اعتقادی ما حتی کراهت در پذیرش دین را برنمی تابد ،چه برسد به سایر موارد.
دولت جناب روحانی نمی تواند و نباید در برابر عاملان ترس و وحشت سکوت کند و با تمام قدرت باید ریشه ی بداخلاقیها و کج سلیقگی هایی که با روح عدالت منافات دارد و به جامعه القای اضطراب می کند،بخشکاند.

مدتها بود در اذهان عمومی، کلماتی مانند"گروههای خودسر" یا"لباس شخصی ها" به فراموشی سپرده شده بود و می رفت تا با احساس حاکمیت قانون به فرایند محاکمات عادلانه بر اساس عدل و عدالت اسلامی امیدوار شویم که صد البته هنوز هم امیدوار هستیم، چرا که در مسلک و مرام اعتقادی و دینی مان آنقدر شواهد عدالت گرایانه داریم که اندک بد اخلاقی که احتمالا نا آگاهانه و شاید خدای ناکرده عامدانه صورت پذیرد،نمی تواند خورشید درخشان آن همه نیکی و آراستگی را خاموش و تیره  کند.

ما منتسب به حکومتی هستیم که رهبرش در برابر دستگاه قضاوت تسلیم است و چون ادله ی کافی ندارد نمی تواند زره جنگیش را از تصاحب کننده ی آن باز ستاند و تن به قضاوت دادگاه می دهد، بدون آنکه خود را فراتر از قانون بداند و انتسابش به شخص پیامبر(ص )را، دستاویز احقاق حق کند.

ما منتسب به حکومتی هستیم که خلیفه اش قبل از خوردن پیمانه ای شیر در حالت احتضار به فکر گرسنگی قاتل خود  است که مبادا به او بی حرمتی شود و در صورت شهادتش؛ قصاص پیش بینی شده، بهانه ای برای هتک حرمت قاتل شود.

ما در چهار دهه قبل انقلابی را خواستار شدیم تا با انتساب به اسلام،هر کاری در لوای عدالت و محوریت قانون صورت گیرد و هیچ کس به هیچ بهانه ای به خود جرأت تعرض و تجاوز به حریم دیگران را ندهد و دلیلمان گفتار مولایمان علی(ع) است که در خطبه ی جهاد برای پیروان بی درایتش مرگ را آرزو می کند، چرا که در حکومت اسلامی سربازان معاویه به شهر انبار وارد شده و به کسانی که در پناه حکومت اسلامی زندگی میکرده اند تعرض نموده و....

حالا ما را چه شده است که برای هر برداشت شخصی و هر نقد و انتقادی به خود اجازه می دهیم دست به تعرض و زبان به دشنام بگشاییم و با تهدید و ارعاب به دنبال حفظ موازین دینی و اعتقادیمان باشیم؟

مگر چه اتفاقی روی داده است که به جای منطق و استدلال کلامی به خود اجازه می دهیم از ناشایست ترین اقدامات استفاده کنیم و باز معتقد به رعایت اسلام و عامل به شریعت مقدس باشیم؟

مگر امکان دارد  در جنگ صفین امام مومنان در برابر جوانی که در وجود خدا شک دارد زبان به استدلال و مباحثه بگشاید و ما که ادعای پیرویش را داریم در میان خود و مسلمانانِ هم کیش و همراه، از انواع خشونت و بد اخلاقی استفاده کنیم و در درون خرسند باشیم که محافظ دین و قرآن هستیم؟

 دولت جناب آقای روحانی به عنوان نهادی که اجرای قوانین را بر عهده دارد موظف به پیگیری عاملان حمله به علی مطهری است .نه به این خاطر که ایشان نماینده ی مردم است؛بلکه به این اعتقاد که در حکومت اسلامی جز قانون و نماینده ی آن _ قوه قضاییه_ کسی حق ندارد برای دیگران اجرای حکم و قضاوت شخصی نماید.

اگر قرار است با ترس و وحشت، عده ای خود را میزان عدالت جامعه بدانند، چه تضمینی وجود دارد که آمران این اتفاقات خود در امنیت و آرامش به سر برند؟

اتفاق نظر علمای دینی برای محکومیت چنین رفتاری بهترین نشانه بر محکومیت اینگونه اعمال در جامعه است.

شاید کمترین فایده ی مطالعه ی تاریخ در اینگونه موارد آن باشد که هیچگاه زور و ترس و وحشت نتوانسته است در هیچ جامعه ای جایگاه و پایگاه داشته باشد و دیر یا زود منطق عدل و انصاف، جای خشونت و ارعاب را گرفته است.

پرسش زد اسپم
کد زیر را وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.